محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5525
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و پر از تاك بود و نخل و سبزه . « اكنون از آنسان خالى شده « و باغستانهاى آن خون آلود است « ويرانه است و خالى « و سگان در آن بانگ مىزنند « و بيننده آثار آن را نمىشناسد « تيره روزى از آن جدايى نمىگيرد « و شادى از آن رخت بر بسته « در زندورد و يا سريه و شطين « كه معبرها بدان ختم مىشود « و يا تر لحى و خيزرانيه بالا « كه پلهاى بلند دارد « و قصر عبد ويه كه « براى مردم پاك سيرت « مايهء هدايت است و عبرت « نگهبانان آن كجا شدند ؟ « و سرور و خادم آن كجا رفتند ؟ « خواجگان و اطرافيان آن كجايند ؟ « ساكنان و آبادكنانش كجايند ؟ « سواران صقلابى و حبشيان « كه لبهاشان آويخته بود « كجا شدند ؟ « كه سپاه از جمع آنها مىآمد